خواب شفیره ها
صدای وحشت زده و بغض آلود مریم را از دور می شنیدم که یک بند فریاد می زد: افسانه! افسانه! افسانه! ...آن قدر در جنگل پیش رفتم که به صخره های عظیم کوه رسیدم. امکان نداشت افسانه (دختربچه توانسته باشد از این صخره ها بالا برود. از مسیر دیگری برگشتم و دوباره از رودخانه عبور کردم . حالا مریم هم نبود! دیگر صدایش هم نمی آمد!میان درختان راش راه افتادم و بلند فریاد زدم : افسانه ! مریم ! افسانه ! مریم !...داستان "خواب شفیره ها"نویسنده و خوانش : علیرضا ایرانمهرموسیقی و تنظیم : آرش سلگی
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
You May Also Like

Le Cours de l'histoire
France Culture

Pierwsza Młodość
Karolina Korwin Piotrowska

Podcast Patapoe
0d0a

The Sporkful
Dan Pashman

Man met de microfoon
Chris Bajema

Beauty Bytes with Dr. Kay: Secrets of a Plastic Surgeon™
Kay Durairaj, MD, FACS @beautybydrkay

Lunch with Pippa Hudson
CapeTalk

La voce del poeta
Lorenzo Pieri

Le Book Club
France Culture
The Food Programme
BBC Radio 4
Community discussion