63- خلاصه کتاب (قلعه حیوانات)
داستان از اونجایی شروع میشه که شبی مِیجِر پیر که به عنوان داناترین حیوان مزرعه شناخته میشد، همهی حیوانات رو دور خودش جمع میکنه تا برای اونها از رویایی بگه که چندشب پیش خوابش رو دیده بود. میجر اون شب از ظلم بشر به حیوانات گفت. از این گفت که نباید به هیچ انسانی اجازهی سلطه و ظلم رو داد و در نهایت برای حیوانات بهشتی رو ترسیم کرد که همهی حیوانات با هم برابر هستن و به کسی ظلم نمیشه. سهشب بعد از این سخنرانی، میجر در نهایت آرامش میمیره، اما میراثش برای همیشه با حیوانات میمونه تا اینکه یه روز حیوونا تصمیم میگیرن دیگه تن به کارکردن برای اربابشون ندن و سرنوشت خودشون رو به دست بگیرن. بنابراین در حالیکه همهچی ظاهرا مرتب به نظر میرسه، با سرپرستی چند خوک به اسمهای ناپلئون، اسنوبال و اسکوئیلر، انقلابی بر ضد آقای جونز که صاحب مزرعه بود، به پا میشه و در نهایت انقلابی شکل میگیره که داستان کتاب قلعه حیوانات رو میسازه ...قلعه حیوانات | اثری از : جورج اورول | راوی : مهدی اختیاریhttps://zil.ink/HichPodcastصفحه حامی باش جهت حمایت مالی از پادکستhttps://hamibash.com/Ch_Hich
You May Also Like

Le Cours de l'histoire
France Culture

Comic Book Club
Comic Book Club

Podcast Patapoe
0d0a

Spilled Milk
Molly Wizenberg and Matthew Amster-Burton

The Chef JKP Podcast
The Chef JKP Podcast

Bourbon Pursuit
Bourbon Pursuit

ALEX
SUNNY

SUNNY's Podcast
SUNNY

The Slowdown: Poetry & Reflection Daily
Eliana Benavides

The Next Big Idea Daily
Next Big Idea Club
Community discussion