شاهزاده ی خانه نشین - اپیزود طنز
توی فصل جدید میخوام اپیزودهای کوتاهتر و طنز رو در فاصله های کوتاه تر منتشر کنم. هر دو روز در میون چطوره؟ این اپیزود درباره ی تک فرزند بودن با عنوان شاهزاده ی خانه نشین تقدیم شما میشه . امیدوارم حالتون خوب باشه. امیدوارم از اون خانوادههایی باشید که پدر و مادرتون شما رو با عشق بزرگ کردن، نه از اون خانوادههایی که احساس میکنید یه جایی وسط پروژه، بودجهشون تموم شده! من تکفرزندم. تکفرزند بودن یه تجربهٔ عجیبه. یعنی تو از همون اول زندگی، بدون اینکه انتخابی کرده باشی، تنها نمایندهٔ یه نسل از خانوادهای. پدر و مادرت همهٔ امیدشون به توئه. تمام سرمایهگذاری عاطفی، مالی و تربیتیشون رو روی یه نفر انجام دادن. بعد تو امتحان ریاضی میشی ۹. بابات نگاهت میکنه، انگار بورس خانواده سقوط کرده. میگه: «ما این همه هزینه کردیم، آخرش ۹؟» بابا جان، شما هزینه کردید من آدم بشم؛ نگفتید قراره شاخص کل فرابورس باشم! تکفرزند که باشی، همهچیزت زیر ذرهبینه. اگه نمرهت خوب باشه، میگن: «آفرین، بچهٔ خودمونه.» اگه بد باشه، میگن: «نمیدونم این بچه به کی رفته!» خب عزیزم، مگه چند نفر تو این خونه زندگی میکنن که دنبال مظنون میگردی؟ البته بابا منظورش داییه که واقعا درس خون نبود. و دایم هم میگفت ما این همه درس خوندیم کجا رو گرفتیم. ولی مشکل اصلی من با تکفرزند بودن از یه سنی شروع شد؛ دقیقاً دوازدهسالگی. چون تا قبل از اون فکر میکردم تکفرزند بودن یه امتیازه. اسباببازی مال خودم، اتاق مال خودم، کنترل تلویزیون مال خودم. تا اینکه فهمیدم تو زندگی، یه چیزهایی هست که با پول و اتاق شخصی به دست نمیاد. مثلاً یه برادر بزرگتر که وقتی یکی توی کوچه میخواد بزنتت، بیاد بگه: «با داداش من چی کار داری؟» من نه داداش داشتم، نه کسی بود بره با طرف حرف بزنه. من بودم و خودم؛ تازه خودمم خیلی وقتها طرف مقابل رو تأیید میکرد!.................. اگر فکر میکنید این اپیزود حال کسی رو خوب میکنه و یا به دردش میخوره براش بفرستید. Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
