سارا
چادر سیاه گل دارش را سر کرد و از خانه بیرون رفت. این کار هر روزش بود. گرگ و میش صبح زود وقتی هنوزهمه بیدار نشده اند، در پیچ کوچه گم می شد. دو خیابان آن طرف تر زیرزمینی با در فلزی دو تکه ای بود که هر روز پیش از همه چراغ های دیگر روشن می شد. سارا چرخکار ساده کارگاهی بود که بیشتر لباس های ورزشی شهر را تولید می کرد. بعد از خراب شدن بازار، و از رونق افتادن کار، بیشتر کارگرها رفته بودند و ...
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
You May Also Like

Le Cours de l'histoire
France Culture

Audio Poem of the Day
Poetry Foundation

The FrogPants Studios Ultra Feed!
Scott Johnson

La voce del poeta
Lorenzo Pieri

dc
Salai Dawtcemsang

Street Life
Mark Davidson and John St

SUNNY's Podcast
SUNNY

ALEX
SUNNY

Lunch with Pippa Hudson
CapeTalk

Style-ish
Shameless Media
Community discussion