یک شاخه
Episode Ep 183 10 min 59s

یک شاخه

وقتی حاج عباس ما را به حیاط ننه زلیخا آورد، تعجب کردیم. پدر، زیر سایه درخت گردو، خشکش زده بود. حاج عباس گفت :"تا دونه آخرشو بریز." پدر به ایوان ننه زلیخا نگاه کرد. پیرزن قوز کرده تو ایوان نشسته بود. پدر گفت : "چه وقت اینو فروخت؟" حاج عباس گفت : " هفته پیش."...داستان "یک شاخه"نویسنده : حسن اصغریخوانش : فاطمه کریمیان

Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.

Community discussion