کلبهای در مزرعه برفی
چمدانش را می بست. بدون اینکه غرغرهای زنش را بشنود که : "می خوای کجا بری مرد؟ مگه به سرت زده ؟! " سال ها پیش نیز به فکر رفتن افتاده بود. اما ترسیده بود . ترسیده بود خیلی چیزها را از دست بدهد. مثلا خانه ، زن و پسرش را که دیگر برای خودش مردی شده و رفته بود سراغ زندگی خودش . حالا دیگر نمی ترسید. احساس می کرد اگر به راه نیفتد ممکن است دیر شود . شاید هم اصلا دیر شده بود که آن روز صبح وقتی از خواب بیدار شد ناگهان هوای رفتن کرد ...
Hosted on Acast. See acast.com/privacy for more information.
You May Also Like

Le Cours de l'histoire
France Culture

Spilled Milk
Molly Wizenberg and Matthew Amster-Burton

Lunch with Pippa Hudson
CapeTalk

SUNNY's Podcast
SUNNY

Классика. Фантастика. Детектив. Аудиокниги
Alexander Abramovich

The Chef JKP Podcast
The Chef JKP Podcast

Inside the Arts
Scott Pohl

Daily Short Stories - Mystery & Suspense
Sol Good Network

The Next Big Idea Daily
Next Big Idea Club

The Slowdown: Poetry & Reflection Daily
Eliana Benavides
Community discussion